پارساطلب, عباس, فهندژ سعدی, حمیدرضا. (1404). بررسی بنمایۀ «چشم برکندن و فرستادن آن به نزد عاشق». کاوشنامه زبان و ادبیات فارسی, 26(64), 151-194. doi: 10.29252/kavosh.2024.21086.3529
عباس پارساطلب; حمیدرضا فهندژ سعدی. "بررسی بنمایۀ «چشم برکندن و فرستادن آن به نزد عاشق»". کاوشنامه زبان و ادبیات فارسی, 26, 64, 1404, 151-194. doi: 10.29252/kavosh.2024.21086.3529
پارساطلب, عباس, فهندژ سعدی, حمیدرضا. (1404). 'بررسی بنمایۀ «چشم برکندن و فرستادن آن به نزد عاشق»', کاوشنامه زبان و ادبیات فارسی, 26(64), pp. 151-194. doi: 10.29252/kavosh.2024.21086.3529
پارساطلب, عباس, فهندژ سعدی, حمیدرضا. بررسی بنمایۀ «چشم برکندن و فرستادن آن به نزد عاشق». کاوشنامه زبان و ادبیات فارسی, 1404; 26(64): 151-194. doi: 10.29252/kavosh.2024.21086.3529
بررسی بنمایۀ «چشم برکندن و فرستادن آن به نزد عاشق»
دانش آموخته دکتری رشته زبان و ادبیّات فارسی، دانشگاه تهران
چکیده
بُنمایه یکی از اصطلاحات پُرکاربرد در زمینۀ ادبیات و هنر است که مهمترین ویژگی و خصیصۀ آن تکرارشوندگی است. این تکرار، گاهی خودآگاه و گاهی هم ناخودآگاه در یک یا چند اثر هنری و ادبی نمود پیدا میکند. در متون نظم و نثر پارسی بنمایههای بسیاری به چشم میآید که در تدوین و پردازشِ حکایات، با مضامین گوناگون، نقش کلیدی و جداییناپذیری ایفا کردهاند و متأسفانه تاکنون، آنگونه که باید مورد بازخوانی و مقایسه قرار نگرفتهاند. بنمایۀ «چشم برکندن و فرستادن آن به نزد عاشق» از جمله بنمایههایی است که در چندین حکایت منظوم و منثورِ ادب فارسی تکرار شده است. در این مقاله سعی شده است که ابتدا این بنمایه تعریف شود و سپس با آوردن نمونههایِ آن در ادب فارسی، مورد تجزیه و تحلیل قرار بگیرد. در این تجزیه و تحلیل به شخصیّتها و زمان و مکانِ بنمایه و همچنین صور خیالِ استفادهشده در آن توجّه شده است. از طرف دیگر، تلاش شده است که در یک سیرِ زمانی پیشینۀ این بنمایه و کاربرد آن تا روزگار معاصر ارائه شود.
Examining the motif of ‘Putting out the eyes and sending them to the lover’
نویسندگان [English]
Abbas Parsatalab؛ Hamidreza Fahandej saadi
PhD in Persian Language and Literature, University of Tehran
چکیده [English]
Motif is a widely used terms in the field of literature and art, the most important characteristic of which is repetition. This repetition is sometimes conscious and sometimes unconscious in artistic and literary works. There are many motifs in Persian poetry and prose that have played a key role in the compilation and processing of stories with various themes. Unfortunately, they have not been read and compared as they should be. The motif of ‘Putting out the eyes and sending them to the lover’ is the one repeated in several stories in the Persian literature. In this article, an attempt is made to first define this motif and then analyze it with some examples in the Persian literature. In the analysis, attention has been paid to the characters, time and place of the motif, and the imaginary used in it. An attempt is also made to give the history of this motif and its usage up to the present.
کلیدواژهها [English]
Motif, Putting out the eyes, Hasan Basri, Otba ibn Gholam, Anoushirvan
مراجع
الف) کتاب ها
پراپ، ولادیمیر (1368)، ریختشناسی قصّه، ترجمۀ م. کاشیگر، تهران، نشر روز.
پند پیران (1357)، مؤلّف ناشناخته، تصحیح جلال متینی، تهران، انتشارات بنیاد فرهنگ ایران.
تبریزی، محمّدحسین بن خلف (1342)، برهان قاطع، به اهتمام دکتر محمّد معین، تهران، کتابفروشی ابن سینا.
خوافی، مجد (1391)، روضۀ خلد، مقدّمه و تصحیح محمود فرّخ، تهران، انتشارات دانشگاه تهران.
درایتی، مصطفی (1391)، فهرستگان نسخههای خطّی ایران (فنخا)، تهران، سازمان اسناد و کتابخانۀ ملّی جمهوری اسلامی ایران.
عوفی، سدیدالدّین محمّد (1353)، جوامعالحکایات و لوامع الرّوایات، جزء دوم از قسم سوم، با مقابله و تصحیح و تعلیقات امیربانو مصفّا و مظاهر مصفّا، تهران، انتشارات بنیاد فرهنگ ایران.
---------------------- (1359)، جوامع الحکایات و لوامع الرّوایات، جزء اوّل از قسم دوم، با مقابله و تصحیح امیربانو کریمی، تهران، انتشارات بنیاد فرهنگ ایران.
فروزانفر، بدیعالزّمان (1353)، شرح احوال و نقد و تحلیل آثار شیخ فریدالدّین محمّد عطّار نیشابوری، تهران، انتشارات کتابفروشی دهخدا.
_____________ (1389)، شرح زندگانی مولوی، تهران، تیرگان.
مسعودی، علی بن حسین (1382)، مروجالذّهب و معادنالجوهر، ترجمۀ ابوالقاسم پاینده، تهران، علمی و فرهنگی.
منتخب رونق المجالس و بستان العارفین و تحفةالمریدین (1354)، مؤلّف ناشناخته، به تصحیح احمدعلی رجائی، تهران، انتشارات دانشگاه تهران.
میبدی، ابوالفضل رشیدالدّین (1389)، کشف الاسرار و عُدَّةالابرار، به سعی و اهتمام علی اصغر حکمت، تهران، امیرکبیر.
نظامی، الیاس بن یوسف (1380)، مخزنالاسرار، با تصحیح و حواشی حسن وحید دستگردی، به کوشش دکتر سعید حمیدیان، تهران، قطره.
ب) مقالات
پارساطلب، عباس، حمیدرضا، فهندژسعدی (1403)، «خلیلِ شیرازی و مثنوی «انوشیروان و زن پارسا»»، پژوهشهای نسخهشناسی و تصحیح متون، بهار و تابستان، شمارۀ 5، صص 226-263.
ملک تیموری، داوود (1366)، «داستان زن دلیر»، دانش، بهار، شمارۀ 9، صص 70-73.